تاثیر شغل زندانبانی بر زندانبانان و خانواده های آنان

تاثیر شغل زندانبانی بر زندانبانان و خانواده های آنان

اصغر بخشی ، مددکار اجتماعی ، اداره کل زندانهای استان اصفهان

 

محکوم ساختن فرد بزهکار به تحمل مجازات حبس عمدتاً به دو منظور صورت می گیرد نخست تحمل کیفر به خاطر عمل مجرمانه ای که انجام داده است و دوم فراهم ساختن فرصتی برای وی جهت تنبیه و اصلاح و درمان به منظور بازگشت مجدد به جامعه . هر چند نظام زندانبانی اهداف اصلاحی و تربیتی را در خصوص همه بزهکاران محبوسی حتی خطرناکترین آنها دنبال می کند اما لزوم تفکیک زندانیان برای تحقق بهتر این اهداف اجتناب ناپذیربه نظر می رسد چرا که هر گروه از زندانیان اقتضائات خاصی دارند و برای تحقق نظام زندانبانی امنیتی وقوع هر نوع تخلف به بسیاری از برنامه های اصلاحی تربیتی لطمه می زندو تبعات نامطلوب مختلف در پی دارد. به همین سبب نظارت و مراقبت های بیشتر در این زمینه نیز ضروری به نظر  می رسد. تاكيد بر لزوم اجراي برنامه هاي اصلاحي و تربيتي در زندانها به معناي فراموش كردن جنبه هاي امنيتي زندانباني نخواهد بود، در آيين نامه اجرايي سازمان زندانها چهار نوع متفاوت زندان پيش بيني شده است و براي مثال براي نگهداري افراد معتاد نيز در مجتمع هاي خاصي تحت عنوان اردوگاه در نظر گرفته شده است و برابر قاعده ۶۳ حداقل قواعد استاندارد براي رفتار با زندانيان كه مقرر مي دارد : زندانها نبايد براي هر گروه از زندانيان سطح امنيتي يكساني را در نظر بگيرند و مطلوب اين است كه مطابقاً نيازهاي گروه هاي مختلف، سطوح امنيتي متفاوتي پيش بيني گردد.زندانهاي باز به اتكاي اين حقيقت كه هيچگونه تدابير امنيتي فيزيكي جهت فرار زندانيان روا نمي دارند و فقط بر انضباط شخصي خود زندانيان استوار مي باشند، بهترين شرايط را براي بازپروري زندانياني كه به دقت گزينش شده اند فراهم مي نمايد.همچنين لازمه تحقق برنامه هاي اصلاحي و تربيتي در زندانها تفكيك زندانيان از همديگر و طبقه بندي آنها در گروه هاي خاص مي باشد اما علاوه بر بحث هاي اصلاحي و تربيتي ، طبقه بندي زندانيان از جنبه امنيتي نيز مهم و در خور توجه است، زندانياني كه در گروه هاي مختلف طبقه بندي مي شونداز سطوح امنيتي متفاوت تري برخوردار خواهند بود و لذا چنانچه گزينش زندانيان بدرستي صورت نگيرد تبعات نا مطلوب و منفي در پي خواهد داشت، به همين سبب طبقه بندي زندانيان به عنوان گام نخست در كنار مسايل ديگر اداره زندان در شرايط بحراني ؛ ايمني و امنيتي، نيازمند مديريتي صحيح، مطلوب و كار آمد مي باشد تا با برقراري سطح امنيتي مناسب و مقتضي در محيط زندان امكان اجراي برنامه هاي اصلاحي ،تربيتي را فراهم سازد.

نخستين قدم براي اداره مناسب زندان به خدمت گرفتن نيروي انساني آموزش ديده و كارآمد در زندانهاست و يك مدير زندان بايستي از تمام حيث ازجمله آموزش هاي مرتبط و تجربه داراي صلاحيت كافي براي انجام وظيفه خود باشدو تمامي كاركناني كه به نوعي وظيفه مراقبت از زندانيان را بر عهده دارند بايد در خصوص شيوه هاي مناسب از فناوري روز و تجهيزات محدود كننده به خوبي آموزش ديده باشند.

براي برقراري نظم و امنيت در سطح زندانها بايستي قوانين و مقررات تدوين شده مراعات گردد و انجام امور اصلاحي و تربيتي نيز تابع تدابير و مقررات خاصي است و چون هدف اساسي نظام زندانباني، اصلاح و تربيت زندانيان است .

وجود بستري انساني و حقوق بشري براي تحقق اين هدف ضروري است و اين بستر انساني باعث مي شود تا حقوق مختلفي براي زندانيان در نظر گرفته شود و آنها از فرصت هاي زيادي براي نگهداري اشياء مجاز، ملاقات، مكاتبه، مرخصي و …. برخوردار شوند كه چنانچه به استيفاي اين حقوق توجه و نظارت كافي صورت نگيرد فرصت مناسبي براي آندسته از زندانيان فرصت طلب فراهم خواهد شد تا با سوء استفاده از اين تمهيدات در نظر گرفته شده مشكلاتي را براي خود و ديگران در نظام زندانباني ايجاد كنند به عنوان مثال زندانيان معتاد با استفاده از ضعف نظارت در بازرسي ها قادر خواهند شد به انحاي مختلف مواد مخدر را وارد زندان كنند و در بسياري از برنامه هاي اصلاحي و تربيتي ايجاد اختلال نمايند .

جامعه به دو طریق افراد را اجتماعی می­کند، یکی از طریق جامعه پذیری و دیگر با کنترل اجتماعی. هدف اصلی سازمان زندان ها که در حوزه سازمان های کنترل کننده قرار می گیرد ، کاهش، اصلاح و در نهایت حذف رفتارهای مجرمانه است. از سوی دیگر نیروی انسانی مجرب و متخصص در برخورد و تعامل با زندانیان، زندانبانان هستند . زندانبانی شغل حساس و خطرناکی است و هنر زندان بان، مدیریت در تربیت و پیشگیری از بحران هاست؛ بدین معنی که زندان بان، بواسطه آن در عین کنترل افراد ناهنجار، به اصلاح مجرمین و احیای آنها می پردازد. توجه به شرایط شغلی زندان بانان و آگاهی مدیران این سازمان نسبت به اثرات شغل زندانبانی، نیاز به توجه بیشتری دارد که نتیجه آن موجب افزایش رضایت از شغل می شود و تاثیرات مثبتی بر سازمان، زندانیان و خانواده آنان می گذارد. بنابراین با توجه به اهمیت و ضرورت شغل زندانبانی، انجام این پژوهش را برای سازمان زندان ها مهم و ضروری می کند. روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت کیفی است. مهمترین ابزار آن، مصاحبه عمیق است که با زندان بانان در زندان مرکزی مشهد انجام شده است. نتایج حاصل از یافته های پژوهش موید آن است که تاثیرات عمده شغل زندانبانی بر زندانبانان را می توان تحت عنوان دو گروه از پیامدها تقسیم بندی کرد. گروه اول پیامدهای منفی این شغل و گروه دوم پیامدهای مثبت شغل زندانبانی. پیامد های منفی را می توان در سه سطح خرد، میانه و کلان در سه دسته آثار فردی، سازمانی و اجتماعی تقسیم بندی کرد. آثار فردی را می توان شامل: مشکلات عاطفی و شناختی دانست که متوجه خود فرد شاغل است و بر اثر ناراحتی های ناشی از استرس شغلی بروز می کنند و شامل نشانه های روانی ، نشانه های جسمانی، نشانه های رفتاری فردی و آثار مثبت شغل زندانبانی می شود. آثار سازمانی نیز آن دسته از نشانه هایی است که به سازمان و تشکیلات اداری بر می گردد و شامل نشانه های فردی سازمانی و نارضایتی از عوامل بهداشتی و محیطی می شود و در نهایت آثار اجتماعی هستند که به مسائل داخل اجتماع و مسائل مربوط به خانواده، نوع نگرش مردم به این قشر از افراد جامعه و ایجاد ناامنی برای این افراد بر می گردد و ایجاد اختلال در نقش های خانوادگی و نوع نگاه افراد جامعه به زندانبانان و هم چنین ناامنی برای زندانبانان را در پی دارد.

زندانبانی و جامعه مدنی شاید در آینده و پس از دستیابی به بلوغ جامعه مدنی، بسیاری از گفتارهای امروز پیش افتاده جلوه کنند و کمتر کسی بتواند درک کند که در روزگار پیشین، هنگامی که طرح معرفی زندانبان شایسته از سوی یک نهاد غیردولتی اجرا می شد با تردید و تعجب و خرده گیری برخی اصحاب قدرت و منتقدان حکومت مواجه می گردید و در این مراسم هیچ یک از مقامات سازمان زندان ها و دادستانی و مقامات قضایی که دعوت شده بودند حضور نیافتند و در فضای غیرعادی موجود، خانواده زندانبان برگزیده نیز نتوانستند موفق به حضور برای دریافت جایزه شوند و از سوی معدودی از مخالفان نیز گفته می شود که زندانبان جزیی از نهاد حکومتی است و تقدیر از زندانبان شایسته، تقدیر از حکومت و صحه گذاشتن بر عملکرد آن و نیز پذیرش ضمنی محکومیت زندانیان سیاسی است. فلسفه جامعه مدنی شعوبی دارد که اهم آن التیام بخشی است. جامعه مدنی شکاف دولت و ملت را پر می کند و از آنجا که قدرت ذاتا میل به سلطه گری دارد جامعه مدنی مانع آن می شود تا هم ساختار قدرت به صورتی منطقی، پایدارتر شود و هم جامعه از آن منتفع گردد و از سوی قدرت آسیب نبیند. هم اصل ۲۷ قانون اساسی و آیین نامه اجرایی تاسیس و فعالیت سازمان های غیردولتی مصوب هیات وزیران به تاریخ ۲۹/۳/۱۳۸۴ که در مرداد ۸۴ ابلاغ شد حق تشکیل اجتماعات و برگزاری تجمعات و راهپیمایی را به رسمیت شناخته و اجازه می دهد که NGOها برای پیگیری مطالبات خود از طریق تعامل، انتقاد، اعتراض و برگزاری تجمعات و راهپیمایی ها عمل کنند. روش های اعتراضی گرچه قانونی و مجاز و در جوامع توسعه یافته امری متعارف است اما بیشتر جنبه سلبی دارند. برای پیشبرد و توسعه جامعه مدنی و حقوق بشر باید روش های ایجابی را نیز در دستور کار قرار داد و به تقویت کارکردها و کنش های مثبت و سازنده پرداخت. روش سلبی عمدتاً متکی بر اعتراض، انتقاد، نفی، تنبیه و نهی از منکر است. روش ایجابی متکی بر تشویق، پاداش و امر به معروف است. اقتصار به احدی از آنها توازن را در پیشرفت حقوق بشر و دموکراسی بر هم می زند. باید به میزانی که به نقد و اعتراض و نفی اهتمام می ورزیم به تشویق نیز همت بگماریم. بدیهی است که وظیفه اصلی نهادهای مدنی، نقد و اصلاح امور است و قرار نیست آنها مدیحه سرای حکومت باشند خصوصا در جوامعی که رسانه های دولتی قدرتمند وجود دارند و منابع در انحصار حکومت است و به اندازه کافی تشویق و خودستایی را نثار کارگزاران می کنند. در چنین شرایطی نهادهای مدنی وظیفه نهادهای دولتی را بر عهده ندارند و ناقد کارگزارانند نه ستایشگر آنان اما اتخاذ سازوکارهایی که بتواند نهادهای مدنی را در جامعه ما از جایگاه نهادهای یکسره معترض خارج کرده و در موقعیت پرحساسیت و شکاکیت کنونی گام هایی در جهت اعتمادسازی متقابل بردارد، جرم به نظر می آید. ایده برگزیدن زندانبان شایسته، نمونه ای از این سازوکارهاست که سه سال پیش با هدف ارتقای وضعیت زندانبانی و بهبود رعایت حقوق زندانیان ارایه شد. حقیقت این است که برخی مشاغل مانند زندانبانی به خاطر سابقه ای که از آنها در حافظه تاریخی ما بر جای مانده است وجاهتی ندارد. فقدان منزلت شغلی در این زمینه سبب اختفای شغل بسیاری زندانبانان از خویشاوند و همسایه است. زندانبانی که با چنین تصوری از سوی جامعه و خود درباره این شغل مواجه است، احساس تحقیر اجتماعی را ممکن است در مناسبات خود با زندانی (به عنوان عامل اصلی این وضعیت) جبران کند و نمی توان انتظار داشت مناسبات مطلوبی برقرار گردد. باید این تصور شکسته شود و زندانبانی منزلتی در ردیف سایر مشاغل بیابد و جز در موارد و مصالح ویژه زندانبان ناگزیر از پنهان ساختن پیشه خویش نباشد. لازمه این تغییر اولا تغییر فرهنگ و رفتار زندانبانی و تحقق عملکرد قانونی آنهاست ثانیا تغییر نگرش جامعه. ایده معرفی زندانبان شایسته دقیقا در همین راستاست. از یک سو می کوشد زندانبان را تشویق به رعایت قانون و موازین حقوق بشر و بهبود رفتار با زندانی کند و از سوی دیگر نگرش جامعه را اصلاح نماید. پرواضح است که دولت و نهادهای دولتی هرچه از مخدوم و خادم خویش ستایش کنند جلوه ای ندارد و نوعی خودستایی تلقی می گردد و مهم این است که افراد و نهادهای مستقل و بی طرف، داوری مطلوبی داشته باشند و آنچه از سوی آحاد جامعه پذیرفتنی تر خواهد بود، قضاوت نهادهای مستقل و بی طرف است. در عین حال در شرایط کنونی جامعه ما این اقدام به نوعی متناقض نماست و با مقاومت هایی روبه روست. گرچه استقبال شایانی از سوی نخبگان و فعالان مدنی و حقوق بشری مشاهده شده است اما از برخی یاران و همکاران نیز شنیده شده است که ما را چه به حمایت از زندانبان در شرایطی که حقوق زندانی پایمال می شود؟ در این زمینه بیشتر در متن طرح پیشنهادی، رابطه ارتقای رعایت حقوق زندانی با انتخاب زندانبان شایسته توضیح داده شده و حاجتی به تکرار آن نیست. اشکال دیگر این بود که محتمل است این گمان در خاطر کثیری خطور کند که انجمن دفاع از حقوق زندانیان که در معرض اتهام و محاکمه است دست به اقدامی دیپلماتیک زده و این عمل تلقی به رشوه دادن شود اما سابقه سه سال طرح این موضوع دافع چنین توهمی است و نشان می دهد صرفا انگیزه ای حقوق بشری داشته است. همچنین گفته می شود که زندانبان جزیی از حکومت است و زندانی سیاسی منتقد حکومت این ایده را نوعی صحه گذاشتن بر عملکرد حکومت تلقی می کند. بگذریم از اینکه جمعی از زندانیان سیاسی اصلاح طلب از درون زندان از ایده مزبور پشتیبانی کرده اند اما از آنجا که موضوع تلاش و نگاه انجمن دفاع از حقوق زندانیان، عام و شامل تمام زندانیان بوده است نه فقط زندانیان سیاسی، بنابراین دیدگاه غالب زندانیان و بهبود شرایط همه آنان مطمح نظر بوده است. انجمن، نهادی غیرسیاسی و حقوق بشری است و انحصار به گروه خاصی از زندانیان ندارد. از سوی دیگر در نگاه حقوق بشری صرف نظر از کیستی و چیستی حکومت و حاکمان، هر فردی در جامعه مدنی یا در جامعه سیاسی، عملکردی در جهت رعایت حقوق انسانی داشته باشد ستوده می شود.

تمایز نگاه حقوق بشری و نگاه سیاسی در همین جاست که یک عنصر سیاسی رادیکال حتی محتمل است با دیدگاه ویژه ای که دارد وجود عناصر شایسته را زیان بار بداند زیرا آنها را سبب تعدیل نگاه دیگران به حکومت و حایل و مانع رویکردهای براندازانه و فروپاشی ساختاری می داند اما یک فعال حقوق بشر فارغ از این برآوردهای سیاستمدارانه رادیکال عمل می کند. از سوی دیگر زندان گرچه در اختیار قوای حکومتی است اما چنانکه در برخی کشورهای جهان مشاهده می شود زندان مستقل از دستگاه قضایی و در اختیار شهرداری یا بخش خصوصی است و در اصل زندان یک نهاد اجتماعی است و فلسفه وجود هیات منصفه در محاکمات در جوامع پیشرفته این است که جرم به معنای جریحه دار کردن یا اضرار به جامعه است و جامعه عضو خود را تنبیه می کند.

زندانبان

زندانبان به کسی گفته می‌شود که وظیفه حراست ، مراقبت و کنترل یک محدوده‌ی مشخصی از افرادی را که منجر به اعمال تخلف شده‌اند و در زندان به سر می‌برند را بر عهده دارد.طبق آمارهای ارائه شده در حدود ۳ درصد از زندانبان‌های ایران را زنان تشکیل می دهند.

 

 

مراقب امور تامینی و تربیتی

 

معرفی :

متصدیان این شغل انجام امور مراقبت ،نگهداری و کنترل زندانیان را به عهده دارند .

 

نمونه وظایف :

  • مراقبت و نگهداری از زندانیان و اطفال بزهکار .
  • رسیدگی مداوم به وضع بهداشتی ،تغذیه ،نظافت و لباس زندانیان و تهیه گزارشات لازم .
  • دقت در وضع اخلاقی زندانیان و گزارش تغییرات حاصله به مقام مافوق .
  • دقت دراجرای مقررات خاموشی و بیداری و کنترل خوابگاههای زندانیان .
  • کنترل آمار و اطلاعات افراد تحت سرپرستی و زندانیان بند مربوطه .
  • رسیدگی به شکایات و تقاضاهای زندانیان .
  • اقدام و نظارت برآموزش و تفهیم آئین نامه زندان به زندانیان جدید الورود .
  • دقت در اعمال و رفتار زندانیان درداخل بندها و جلوگیری از اعمال خلاف آئین نامه زندان .
  • همراهی و مراقبت در اعزام زندانیان به به بهداری و مراجع و محاکم قضایی .
  • نظارت در تعویض لباس افراد تازه وارد طبق دستور پزشک و لفاف نمودن لباس آنان و تهیه و تنظیم صورت مجلس از اسناد و وجوه زندانیان درهنگام ورود .

 

بازار کار :

متقاضیان تصدی این شغل پس از فراغت از تحصیل می توانند در:

  • قوه قضائیه
  • سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور

اشتغال یابند .

 

شرایط احراز :

گواهینامه پایان تحصیلات در یکی از دوره های فوق دیپلم مربوط یا کامل متوسطه .

 

معیارها:

نکته کلیدی در درآمد معیارها توجه به فلسفه زندان در جهان مدرن است. در گذشته که پارادایم نظام حقوقی، حقوق تنبیهی بود فلسفه زندان، مجازات و تنبیه و انتقام از مجرم و اعمال درد یا نقص برمجرم بود. در جهان مدرن، پارادایم نظام حقوقی، حقوق ترمیمی است و چون مجرم را نه یک جانی یا مجرم بالفطره بلکه یک بیمار می دانند یا قربانی مناسبات و مدیریت های نادرست اجتماعی یا خانوادگی و هر مجرمی ممکن است با وجود یا فقدان یک حادثه یا لحظه یا عامل در زندگی اش مسیری دیگر می پیمود و به جای یک مجرم، امروز می توانست یک دانشمند یا کارگزار شایسته باشد لذا فلسفه زندان عبارت است از بازپروری، حتی اگر این بازپروری درباره عده ای از زندانیان ناکام بماند اما نمی توان با صرف نظر کردن از این دیدگاه آنان که استحقاق و امکان بازپروری دارند را قربانی مضاعف کرد. بنابراین زندان صرفا وسیله ای است برای دور نگه داشتن مجرم از جامعه به منظور جلوگیری از وارد شدن آسیب هایی به دیگران و در محیط زندان باید یک جامعه کوچک انسانی با شرایط طبیعی فراهم کرد و فرصت اصلاح رفتار مجرمانه و بازگشت فرد به جامعه را در اختیار او نهاد. بنابراین معیارهای زیر مبتنی بر دیدگاه ترمیمی است  :

۱) درباره زندانیان شایسته گزارشی مبنی بر ارتکاب قتل و شکنجه واصل نشده باشد. صرف وصول گزارش هایی در این زمینه کافی نیست و ادعاها باید مبتنی بر دلایل بوده و بررسی و تحقیق پیرامون آن به عمل آید. (اگر فردی در گذشته مرتکب نقض اصل ۳۸ قانون اساسی شده و پس از آن نادم گردیده و کوشش در جبران آن به عمل آورده باشد مورد استقبال مدافعان حقوق بشر خواهد بود اما نه شایسته عنوان زندانبان نمونه و دریافت مدال و جایزه آن.)

۲) احترام به شان و کرامت انسان و رعایت اصل ۳۹ قانون اساسی مبنی بر ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت زندانی و محکوم.

۳) رعایت کلیه موازین حقوق بشری مندرج در قوانین اساسی و عادی و آیین نامه ها درباره زندانی و حقوق وی به ویژه با رعایت اصل حقوقی و جهانشمول تفسیر قانون به نفع متهم.

۴) اخلاق مداری؛ ممکن است دو زندانبان، تمام موازین قانونی را مراعات کنند اما یکی خوشرو و دیگری ترشرو باشد. خوشرویی از صفات انسان خوب است و به تلطیف روابط در محیط انسانی می انجامد ولی در زندان اهمیت ویژه ای می یابد و فضای زیست را برای زندانی قابل تحمل و ترشرویی، فضای زیست را ناگوار و دشوار می سازد و زندان در زندان می آفریند.

۵) زندانبان همچون پرستار است که وظیفه تیمار بیمار را بر عهده دارد و یکی از معیارهای انتخاب زندانبان شایسته، نقش پرستارگونه اوست.

۶) زندانبان باید خود را یک امانت دار بداند و آگاه باشد که هدف از زندان، تنبیه نیست بلکه دور نگه داشتن مجرم از جامعه و ممانعت از آسیب رساندن به دیگران است لذا او خود را نه یک مامور عذاب بلکه امانتداری ببیند که هدفش بازپروری زندانی است.

۷) زندانبان، قاضی نیست و نباید قضاوت کند و همه زندانیان را با هر اتهامی باید در برابر قانون مساوی بداند و به همه به یک چشم بنگرد.

۸) رفتار زندانبان با خانواده زندانی محترمانه باشد. خانواده زندانی رنج بیشتری را تحمل می کنند و یکی از نقدهای اساسی بر زندان این است که با اصل شخصی بودن جرم و مجازات مغایرت دارد و خانواده زندانی نیز به تبع حبس او، مجازات مضاعف می شوند زیرا رنج دوری زندانی و نگرانی درباره وی را و نیز محرومیت های ناشی از فقدان زندانی به ویژه اگر سرپرست خانوار باشد و نیز مشقت تامین هزینه های زندانی و پیگیری امور حقوقی او و ملاقات با زندانی را متحمل می شوند و در خصوص زندانیان بزهکار، احساس تحقیر و سرزنش دیگران را نیز به جان می خرند. لذا رعایت حرمت خانواده که جرمی ندارند و شرایط دشوارتری را تحمل می کنند ضروری است. رفتار نامناسب زندانبان با خانواده زندانی به معنای از دست دادن یکی از معیارهای زندانبان شایسته است.

۹) در مجموع، زندانبان شایسته می کوشد محیط زندان را محیط عذاب نکند و زندان در زندان به وجود نیاورد و وسایل یک زندگی عادی و مورد نیاز انسانی را فراهم سازد زیرا قرار است زندانی (اعم از مجرم یا خاطی یا متهم) فقط از جامعه دور نگه داشته شود.

 

 

 

نتیجه گیری

مجازات حبس تنها اعمال كيفر بر فرد نيست بلكه از تحميل مجازات، سلب آزادي، اهداف اصلاحي تربيتي نيز دنبال مي شود و اساسا محوري ترين هدف مجازات حبس همان اصلاحي و تربيتي است تا شخص بتواند امكان بازسازگاري اجتماعي را           به عنوان شهروندي مطيع قانون بدست آورد با اين حال نبايد از نظر دور داشت كه اجراي برنامه هاي اصلاحي و تربيتي در زندان نيازمند حد مطلوبي از امنيت مي باشد ولذا علاوه بر اتخاذ راهكارهاي مديريتي مناسب براي حسن اداره امور زندان مسايلي همانند نگهداري وسايل توسط زندانيان، ملاقاتها و مكاتبات زندانيان، مرخصي ها و  … نيز بايد تحت نظارت و مراقبت قرار گيرد.

 

 

منابع و مآخذ

 

  1. رشد : شبکه ملی مدارس
  2. daneshnameh.roshd.ir
  3. ilamprisons.ir
  4. fa.wikipedia.org
  5. khorasanprisons.ir

 

 

2 دیدگاه ها

  1. باسلام وخسته نباشیدوخداقوت به شماعزیزان وای کاش من هم توفیق این کارومسئولیت زندان بانی نصیبم بشه چقدرعاشق این شغل مهموزیبایم وازشماکمال تشکررادارم کاش روزی من هم بشه الهی آمین

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*